سنگ گرانی دلار به پای لنگ تولید

به قلم احمد قاضي، مدیرعامل کارخانه آرد اطمینان الیگودرز

گفت ‌وگوی ویژه خبری با موضوع «سنگ گرانی دلار به پای لنگ تولید» به قلم احمد قاضی، مدیرعامل کارخانه آرد اطمینان الیگودرز

درست در سالی که قرار است، حمایت تمام قدی از کالای ایرانی صورت گیرد، اتفاقاتی در حوزه ارز و به خصوص ” دلار” رخ داده است که همگان از کم و کیف آن باخبرند و احتیاجی به مقدمه نویسی نیست اما در کنار آن، پرداختن به زوایای پنهان تر مصیبت نامه ” سنگ های حاصل از گرانی ارزهای خارجی ” که به طرف پای لنگ تولید ملی کشورمان پرتاب می شود، خالی از لطف نیست. تولیدی نه چندان کوچک با ۴۲۷ میلیارد دلارتولید ناخالص ملی در سال گذشته که در منطقه دارای جایگاهی است و می طلبد روزگارش درخشان تر از آنی باشد که امروزه تجربه می کند.

با اعتقاد به آنکه حمایت از کالای ایرانی صرفا از سمت مصرف کننده ممکن نیست و راهبردی غیر اصولی است، قطعا دنیا به این مرحله از بالندگی رسیده است که حمایت مصرف کننده، آخرین بخش از پروسه پشتیبانی از تولیدات یک کشور باشد و این زنجیر بسیار بزرگ و پیچیده دارای حلقه های دیگری مانند تامین نقدینگی در بازار سرمایه، سود بانکی متعارف در میدان رقابت با رقیب خارجی، پیوندهای های آکادمیک، رفع موانع بین المللی تولید، نظام تعرفه و هزار درد بی درمان دیگری است و همانطور که عنوان شد، مصرف کننده آخرین مرحله از این شبکه اقتصادی – اجتماعی است که اگر قلب یک جامعه نباشد، به طور قطع نبض آن به حساب می آید و البته موضوع بحث ما نیست.

بحث آن است که نشستن پای حرف های تولیدکنندگان حکایت از آن دارد که شرایط کنونی برایش به مثال مردابی است که در آن دست و پا می زند و حتی اداره کردن مشکلات یک واحد تولیدی کوچک نیز برای خیلی ها غیر ممکن است. جایی که تولید کننده ناگزیر است در کنار تولید، یک مبحث پیچیده تر اجتماعی را نیز راهبری نماید و آن اشتغال چند نفر نیروی کاراست که در شرایط قحطی شغل، رها شدن هرکدام از آنها در جامعه تبعات اجتماعی سنگینی را به همراه دارد که خود مثنوی هفتاد من بوده و البته آمارها نشان می دهد تولید کشورمان که در دو دهه اخیر با همه ی نجابت ها و توانایی های خود در شرایط  بحرانی قرار گرفته و با کاهش میزان جذب نیروی انسانی، تاثیرات مخربش را در سایر ارکان اجتماع نشان داده و جامعه نباید چشم های خود را روی این واقعیت ها ببندد. جایی که این سخن گزافه نیست اگر بگوییم مطامع تولید تنها برای تولید کننده نیست بلکه یک اتفاق میمون اجتماعی است که شکل درست آن یک ملت را سربلند و شکست نادرست آن می تواند معضلات را صد چندان کند و در ادامه به مراتب آن خواهیم پرداخت.

حال در معرکه ای که بسیاری از نهادهای تصمیم گیر و تصمیم ساز کشور تنها ” دولت ” را مقصر ناکامی های حوزه تولید می دانند، واقعیت آن است که چنین تفکری هم عوام فریبانه بوده و دولت نیز تنها یک حلقه استراتژیک از حلقه های این زنجیر است و البته می دانیم ام الامراض چنین داستانی، سیستم بانکی به عنوان یک حلقه مهم و تاثیر گذار است و راس آن بهره بالای بانکی جاریست که در این یادداشت کوتاه قادر به پرداختن مفاهیم آن نیستیم.

و اما از بحث دور نشویم؛ سیستم تولید کشورمان – به خصوص در بخش تولید خرد و صنایع کوچک – دارای پای لنگی است که اگرعاقلانه به آن پرداخته شود، امروزه در بسیاری از بخش ها هیچ گونه توجیه اقتصادی ندارد و شاید فروش ملک همان واحد ها و بهره برداری ربوی حاصل از فروش ماشین آلات و غیره بتواند درآمد بی درد سر و گزافی را نصیب تولید کننده نماید، البته برخی موارد این اتفاق نگران کننده هم رخ داده است و هجوم نقدینگی به بخش هایی مانند سکه، مسکن، زمین، خودرو و غیره مشکلاتی را ایجاد نموده که باز در وقت این مقاله نمی گنجد.

اکنون در مجموع این حرف ها که برای حال خراب تولید کشورمان تنبان نمی شود، شاه بیت آن است که مشکل فراتر از نگاه کنونی است که در جامعه جاری است. به عبارت ساده تر تغییر نگاه نوین تر و عمیق تری در مبحث حمایت از تولید لازم است که اهم تغییر در نگاه ها می تواند به قرار ذیل باشد: (نا همگونی شماره های ذیل خود معنا دارد!)

  1. تولید یک پروسه اجتماعی است که نه سود آن متعلق به مالک خاصی است و نه زیان آن متوجه فرد ویژه ای می شود بلکه دارای خاصیت کاملا ” جامعه شمول ” است بنابراین حمایت زیرساختی از آن نه ” لطف ” بلکه ایجاد مصونیت در جامعه ای است که همه ما در آن زندگی می کنیم.
  2. بانک و سیستم بازار سرمایه باید در خدمت تولید باشد نه آنکه ” تولید ترسو” به سیستم بانکی باج دهد.
  3. بانکی که درخدمت تولید ملی یک کشور نباشد قطعا به سایر بخش های اقتصادی ضرر وارد خواهد نمود و به سمت ایجاد ناهنجاری های اقتصادی مانند واسطه گری، دلال بازی، انواع قاچاق و غیره گرایش پیدا خواهد نمود.
  4. هیچ تولیدی با ” بروکراسی ” به سعادت نرسیده است.
  5. انحراف تولید، انحراف نیروی کار است و انحراف سرمایه های انسانی هزینه های جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت.
  6. جامعه نیازمند این تغییر بنیادی در نگرش خود است که به منابع انسانی نگاه هزینه ای نداشته باشد بلکه توجه به این بخش به عنوان ” سرمایه ” سبب می شود تصمیم گیران بدانند چنانچه سرمایه یک مجموعه در خطر باشد هزینه های آن تنها صرف خریدن زمان و بالا بردن قدرت ریسک برای رسیدن به روزهای بهتر می گردد.

 

در پایان سخن گفتنی است که حال تولیدمان بسیار خراب است و حتی در بخش کشاورزی که  ۱۹درصد  اشتغال  را به خود اختصاص داده در بسیاری از موارد آنچه موجب حیات آن می شود ” عادت کشاورزان سنتی” برای انجام کار است چراکه به اصطلاح راه چاره دیگری ندارند و امروزه کمتر کشاورز زاده ای کشاورز می ماند و متاسفانه در سایر قسمت ها هم دارای چنین رویکردی هستیم و جا دارد با توجه به دغدغه های رهبر فرزانه نظام در این مسئله حیاتی تغییر نگاه نسبت به تولید کشورمان به طور جدی تر با نگاه کارشناسانه تر آغاز شود و آن نباشد که تولید کننده ی امروز گرفتارترین و پراسترس ترین فرد جامعه نام بگیرد که این نقطه، کانون زایش بسیاری از بدافزارهای اجتماعی پرخطر است و ساماندهی بازار ارز تنها آغازی برای شروع درمان این دردهاست تا سایر مراحل درمان قابل اجرا باشد.

قبلی سرمقاله شماره 27
بعدی شماره 27 نشریه نگاشته

بدون دیدگاه

پاسخ خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.